اخبار

طاعتی پور رئیس اداره فرهنگ وارشاداسلامی خبرداد:

محفل شعر محراب درشهرستان بهمئی برگزار شد

محفل شعر محراب درشهرستان بهمئی برگزار شد
محفل شعر محراب به مناسبت شهادت حضرت علی (ع) وشب های قدر برگزار گردید.

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان بهمئی جهانشادطاعتی پور گفت:محفل شعر محراب به مناسبت شهادت حضرت علی ع وشب های قدر برگزار گردید.

طاعتی پور رئیس اداره فرهنگ وارشاد ضمن عرض خیر مقدم و آرزوی قبولی طاعات وعبادت از درگاه خداوند شهادت حضرت علی ع را تسلیت گفت وبیان داشت :ما براساس رسالتی که داریم با برگزاری برنامه های فرهنگی وهنری تلاش میکنیم تا شعائر وفرهنگ اصیل اسلامی را در قالب هنر به نسل ها انتقال بدهیم.

طاعتی پورگفت:یکی از این مقوله های انتقال مفاهیم اسلامی وقرآنی شعر هست که امروز هنرمندان شهرستان ما چه زیبا وبا محوریت شهادت حضرت علی ع وشب های قدر شعر سرودند.

وی در ادامه سخنان خود گفت:شعر از ابتدای شروع دین مبین اسلام تا کنون مورد توجه دین و امامان بوده وامروز هم به ان توجه ویژه ای میشود .

 

 

 

 

 

 


احیا پیاده:

خون زچشم سیعه می باریدچون ابر بهار

خلق گشته بیقرارت ای شه دل دل سوار

امشب آیدنعمه ای ازآسمانها برزمین

لافتی الی علی لاسیف الی ذوالفقار

ای ناشناس خلوت شبهای کوفه

اخرسرآمدآن شب یلدای کوفه

ابری شد وتاریک شهر نانجیبان

باران غم می بارد از هرجای کوفه

امشب یتیمان بازبابایی نذارند

خونین شده فرق سر بابای کوفه

قدراست ونااهلان ندانستندقدرش

تاریک میگردد سحر سیمای کوفه

بعد تو خون می ریسخت از چشمان شیعه

بعد تو طمعش تلخ شد خرمای کوفه

بعد از تو بیعت با حسینت را شکستند

هرگز نباشدمعتبر امضای کوفه

دیگر ندیدند کیسه ای را پشت درها

خشکیده شد بعد از علی چاهای کوفه

تنها خدا میداند مولود کعبه

آل علی می ماند و منهای کوفه

در رکعت آخررسولش دید اورا

که آماده رفتن شده آقای کوفه

  


مهردادرفیعی نیا:

آمدبه مسجدنیمه شب ازخانه مردی

آری خدا  داند  فقط  آمد چه مردی

دخترفغان میکردودر،درالتماسش

آدم نمی داند بگویید با چه دردی

این را گواهی داده شب درنیمه شبها

 همچون علی هرگز  ندیده رادمردی

آن لحظه کامدضرب خنجرروی فرقش

تا آسمان ها  رفته بی شک آه سردی

خم شد ولایت پشتش از این زخم کاری

 وقتی ندارد چون علی مرد نبردی

سرداده مولا فزت و رب الکعبه اینجا

وقتی که دید آمد به بالینش چه فردی

  


جوادچمنی:

سَرورِ کَون ومکان،شیردلاورحیدراست

فاتحِ درهایِ فولادین خیبر،حیدراست

درجهان مولودِ   کعبه    می شود   نامِ علی

ساقیِ لب تشنگان بر حوضِ کوثرحیدراست

آنکه در جَنگ تبوک و  خندق و   کوه اُحُد

می شود جان برکفِ دینِ پیامبر حیدر است

می شود خاری به چشم  دشمنانِ  دینِ حق

می زند بر قلب دشمن، تیغ دو سَر،حیدر است

آنکه  در   روز    جدائی   با    نماز    آخرش

می کشد دامان اورا حلقه یِ دَر،حیدر  است

شیعه را گَر آبروئی هست درهردو جهان

آبرویش دردوعالم ای برادَر ،حیدر است

عاقبت در مسجد کوفه  به   دست  اَشقیاء

آنکه کُشته میشود بی یارو یاوَر،حیدراست


مریم آرمیده:

نام تو آورده ام  قافیه ام جور شده

دلِ غمگین من امشب پرِ از شور شده

نفسم حبس شده طاقت ماندن رفته

پر از گریه شدم جرات خواندن رفته

دل به جان آمده بعد از تو فنا گردیده

حق تو خورده شده ظلم بنا گردیده

ماه و خورشید و فلک دست عزا برده بسر

ظلم سهم تو و زهرا شده و ارث پسر

سر افطار نمک خورده ی زینب بودی

چه حسی بود چنین در وسط تب بودی

تو گذشتی ز در و غاز عبایت بگرفت

حلقه ی در نگران گوش ردایت بگرفت

آمده عرش خدا لرزه به اندام و ب

و علی ، ضربه ی شمشیر؛ خدا .... فرق سرش

عرش اعلاء شده خونین وجنان هلهله شد

و زمین با تَرک فرق علی زلزله شد

دردها گردنِ ما حلقه ی زنجیر شده

قاتلت صاحب آن سهمیۀ شیر شده

بعدتو کوفه دگر کوفه ی آبادی نیست

بریتیمان ستم دیده دل شادی نیست

ضربه ی تیغِ پر از زهر که زد فرق تو را

برده از صفحه ی گیتی همه ی برق تو را

کس دگر کوبه نکوبد وسط تیره ی شب

بر یتیمان نبرد بقچه ا ی از نان و رطب

مرگ تو ، مرگ  نبود ،  ضایعه ی سنگین است

کوفه پیشانیش از رفتن تو ننگین است

بعد تو کوفه دگر کوفه ی آبادی نیست

بر یتیمان ستم دیده دلِ شادی نیست

 

 شاعران در این محفل شعرسرایی نموده ودر پایان از آنها تجلیل بعمل آمد.

 

 

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۰:۴۳
روابط عمومی اداره فرهنگ وارشاداسلامی شهرستان بهمئی |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید